حیف ترانه ، نام موقت اولین آلبوم وحید پورزارع است که این روزها مراحل صدور مجوز را طی میکند.
آلبوم وحید پورزارع ، درست یک سال قبل ، در ابتدای تابستان 1385 با تهیه کنندگی مهندس داوود دودانگه با قطعه ی با نام حرمت ، با ترانه سرایی علی بحرینی و آهنگسازی بابک جهانبخش و تنظیم پوریا حیدری در استودیو ملودی (استودیوی شخصی پوریا حیدری) استارت خورد.
قطعات دیگر این آلبوم پاپ به مرور زمان و در طی یکسال با ترانه های دیگری از علی بحرینی ، داریوش شهریاری ،رویا مجد آریا ، مهدیه عرب و امیر مسعود میر دامادی ، با آهنگسازی های بابک جهانبخش و تنظیم های ظریف پوریا حیدری در اردیبهشت ماه سال 1386 بسته شد و برای مجوز به اداره ی ارشاد فرستاده شد.
واحد شعر اداره ارشاد اسلامی ، مجوز تمامی ترانه های این آلبوم را صادر نمود و حال وحید پورزارع در انتظار صدور مجوز آهنگها و در کل دریافت مجوز پایانی آلبوم می باشد.
وحید پورزارعدر مورد آلبوم خود اینگونه گفت : " آلبوم من 8 قطعه ای است و حیف ترانه ،نام یکی از قطعات است که موقتا بر روی آلبوم گذاشته شده و احتمالا با صدور مجوز نام آلبوم تغییر خواهد کرد."
وحید پورزارع از تمامی کسانی که با او همکاری داشته اند مخصوصا مهندس داوود دودانگه ، پوریا حیدری و بابک جهانبخش کمال تشکر را دارد و امیدوارست که اولین آلبوم او در بازار رسمی موسیقی پاپ مورد استقبال قرار بگیرد . از نظر او کارهای آلبوم خوب بوده و به احتمال زیاد فصل پاییز روانه بازار میشود.
ترانه حرمت کاری از علی بحرینی :
شریکم با تو تو این درد
منم مثه تو غم دارم
منم محتاج لبخندم
منم دستاتو کم دارم
از این بازی طولانی
منم مثه تو دلگیرم
منم با عشق در گیرم
منم بی عشق می میرم
گله نکن ، حوصله کن ، نفرین به این فاصله کن
طاقت بیار ، نشکن ، نپاش ، حرمت عشقو داشته باش ...
نوشته شده توسط سعيد و امير در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 18:8
تمام آهنگهای پیامبر که یکی از پایه گذاران اعتراض تو رپ فارسی هستش که به زودی آهنگهای بعدیش حاضر میشه
برید به ادامه مطلب
آهنگ جدید و بسیار زیبای حسین تهی به نام بغض که برای معلولین خونده و واقعا ترکونده با دو لینک متفاوت
سبک رپ رو دوست دارم و علاقه خاصی هم به صدای خودم دارم.
نظر خانواده چيه؟ آیا در جریان بودن؟
مادرم خیلی تشویقم کرد ولی پدرم اوایل می ترسید ولی بعد از اینکه چندتا آهنگ خوندم و مشکلی پیش نیومد اونهم حل شد.
شعرهاتو چه کسی می نویسه؟
بیشتر شعرهای خودمه و بعضی وقتها هم با کمک یکی از دوستام شعر می گم و یا از اشعار دیگران استفاده می کنم. مثلا در آهنگ "فراموش" از یکی از شعرهای مریم حیدرزاده و با کمی تغییرات استفاده کردم.
شعر ها از کجا الهام می گيره؟
بستگی داره ولی بیشتر وقتها در تاکسی این الهام اتفاق می افته!
در آهنگ فراموش یکی دیگه هم هم صدا است؟
آره سیاوش، که الان در ایران نیست.
رپ خوندن، اونهم برای یک دختر در ایران چه جوريه؟
محدودیت های خودش رو داره. نمیشه همه احساسات رو بیان کرد.
ولی در آهنگها خیلی شاخ و شونه می کشی؟
خوب تا یک حدی اینها واقعيه و بعضی وقتها اتفاق می افته ولی نه زیاد!
ولی وقتی به آهنگها گوش می کنیم، تصویر یک گروه خیابانی (مدل آمریکایی!) به ذهن مياد؟
نه اصلا اینجوری نیست. این کارها رو بیشتر برای جذابتر کردن آهنگها می کنیم. بیشترپسرهاست که با این نوع آهنگها بهشون برمی خوره. پسرها موجودات حسودی هستن و نمی توانن بیین که یک دختر برای اونها شاخ و شانه می کشه!
جریان آهنگ "صفحه" چیه؟
این آهنگ رو سال پیش خوندم برای اون پسرهایی که پشت سر دخترها حرف می زنن، وقتی که اون دختر محلشون نمی ذاره.
آهنگ ها رو چه جوری پخش می کنی؟
بعضی آهنگها مثل صفحه دست به دست پخش شده، بعضی ها هم از طریق اینترنت.
فکر می کنی نهضت دخترهای رپ خون شروع شده؟
نه هنوز، الان اونقدر زیاد نشده بعضی ها هم که رپ می خونن یکهو وارد یک سبک دیگه می شن ولی کلا امیدوارم که تعدادمون بیشتر بشه!
فکر می کنی که دخترهای رپ خون به چه چیزهایی می تونن اشاره کنن که پسرها نمی تونن؟
در ایران مشکلات دخترها خیلی بیشتر از پسرها است. در این آهنگها میشه به این مشکلات اشاره کرد و از جهتی این جور آهنگ می تونه زبان دخترهایی باشه که اجازه ندارن حرفشون رو بزنن.
تا چه حد تصمیم داری که در این کار بری جلو؟
من الان در آغاز کار هستم. خیلی چیزهاست که باید بگیرم. تصمیم دارم که فعلا ادامه بدم و برم جلو.
شایع شده بود که ازدواج کردی و کار رو ول کردی؟
کار رو برای یک مدتی ول کرده بودم ولی از ازدواج خبری نیست!
جریان آهنگ بچه رپها چی هست؟
من قرار بود که در خوندن این آهنگ همکاری کنم ولی سگم در استودیو همراهم بود و اذیت می کرد بیشتر از پس خوانی نتونستم کمک کنم.
با سختگیریهایی که برای بیرون آوردن سگها هست چی کار می کنی؟
سگ من فوت کرد!
به عنوان انتقام کشتیش؟
نه با توجه به شرایط سخت موجود سکته کرد!
نوشته شده توسط سعيد و امير در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 18:4
نوشته شده توسط سعيد و امير در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 18:4